عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

317

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

شيرين [ است ] و آن را رود شيرين مىگويند . اگرچه در چادرماه و در شوركوه نيز هست ليكن منبع اين دو شعبه رودخانه چشمه‌سار [ است ] و رود شيرين تقريبا سه سنگ آب و رود شور دو سنگ آب دارد . ليكن آب آنها دائمى [ است ] و هرگز نمىخشكد و آب رود مزبور غير از كلاشگرد به جاى ديگر نمىرود و شرح آنها نگاشته خواهد شد و در سالهاى خوب آبش به برّ خاك فارس هم مىرسد و در سالهاى خشك يكى دو فرسنگى [ 349 ] زير كلاشگرد بالمرّه مىخشكد و در يكى دو فرسخ پايين‌تر باز مجددا زه مىكند و « رودخانه برّ » منبعش همينجا است . كلاشگرد 592 كلاشگرد « 1 » - مزرعه‌اى است بزرگ و منبع آب آن چهار نهر است كه دو رشته از رودخانهء شيرين و دو رشته از رودخانهء شور از دو فرسخى كلاشگرد بريده [ اند ] و به آنجا آورده‌اند و غالب محصولش نخيلات و از ابتدا تا انتها زياده از يك فرسخ است و معادل ده هزار اصله نخل بزرگ و كوچك دارد و از غلّه و ارزن و ذرت و كولك و ماش و لوبيا جزئى ، و همه صيفى ، قريب چهل خروار [ است ] . و صاحبان آن از طوايف تاجيك و شيب‌كوهى و گروئى و ساير اربابان متفرقه است و مالكين معروفش امير درّان خان و ملّا حسين قلندر و ملّا على ولد غلامرضا كدخداى كلاشگرد است . سفيد آبادان 593 و اين محلّ را - كه چادرماه و درشور و رستم‌آباد و تنگ موردان جزو آن است - سفيد آبادان مىگويند . و كسبهء متفرقه مثل حدّاد و نجّار از ساير جاها به كلاشگرد عبورومرور مىكنند و كاسب دائمى از خود ندارند . و اهالى آنجا از طوايف سابق الذكر و غلامهاى امير درّان خان قريب صد خانوار در آنجا ساكن [ اند ] و در كتوك منزل مىكنند . هواى اين نقطه مشابه بمپور و رطوبتش زيادتر است . از كلاشگرد خطّى به شرق شمالى جدا شده و به درشور مىرود و راه مزبور در كف رودخانهء شور و تا خود درشور سه فرسخ و راهش سنگلاخ و صعب العبور و اطراف رودخانه از كلته و گز كه اسب و شتر مىخورد فراوان است .

--> ( 1 ) - جغ : گلاشگرد .